
صب از خواب پا شدم
از اتاق اومدم بیرون بلند داد زدم
صبــــــــــح همگی بخیـرر
خواهرم:زهر مار وحشی.. چته؟؟
داداشم:بدبخـت صبح ندیده باز با کی قرار داری؟؟
مادرم:خدا مرگت بده بچه زهلـــــم رفت
بابام:اگه این 23 سالو صرف یه گوسفنـد میکردم الان یه گله گوسفند داشتم
عاشق این ادبیاتشونم16|https://www.vistablog.ir/images/002.gif|1